تبلیغات
تكیه میعادگاه - در عصر عاشورا ..

http://poiweq2213.com/nabimages/hb/hhoseyn.gif

 

عصر عاشورا و شام غرببان

نزدیك مغرب است خدایا چه می شود ؟

كشتی شكست خورده دریا چه می شود ؟

از لاله های خون جراحات زخم عشق

مقتل ز عمق فاجعه « دریاچه » می شود ؟




با چكمه های بند نبسته رسیده بشمر

با زخم های سینه بابا چه می شود ؟

قاتل ز بس برید دگر از نفس فتاد

ای سر بریده بعد تو با ما چه می شود ؟

نزدیك مغرب است چه باد مخالفی

نزدیك مغرب است ندا داد هاتفی

ای كشته فتاده به صحرا حسین من

ای میوه رسیده زهرا حسین من

آن كهنه پیرهن كه خودم بافتم چه شد ؟

ای بانی قیامت كبرا حسین من

یادش به خیر شانه زدن های موی تو

ای صاحب شفاعت عظما حسین من

چشمت زدند عاقبت این هرزه چشم ها

قربانی حسادت دنیا حسین من

مغرب شد و گذشت و حالا شب آمده

بعد از تمام حادثه ها زینب آمده

زینب رسید و خاطره ها را مرور كرد

از بین نیزه های شكسته عبور كرد

آهی كشید و گفت « انت اخی» حسین ؟

اینجا گریز روضه ما جفت و جور كرد

بشنید یا « اخی الی » صبور باش

دل را به امر حنجر پاره صبور كرد

در آخرین دقایق گودال قتلگاه

هر نیزه ای به گونه ای عرض حضور كرد

قلب ز شعله دلخورش آتش گرفته است

ناگاه دید چادرش آتش گرفته است .

(مهدی پور پاك)


br تاریخ : شنبه 4 آذر 1391 | 06:46 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات

طبقه بندی: شعر محرم، عمومی،
برچسب ها: شام غریبان، شعر محرم، عصر عاشورا،

br