تبلیغات
![]() |
|
◊ صفحه نخست ◊ پست الكترونیك ◊ ارسال نامه به مدیر ◊ طراح قالب ◊ جستجو در سایت ◊ عضویت در مجموعه |
آخرین مطالب تكیه
◊ عظمت مصیبت شهادت حضرت فاطمه(س) و امام حسین(ع)
◊ امام حسین علیه سلام و درس های عاشورا
◊ حضرت فاطمه زهرا (سلام علیها) و پیراهن خونآلود امام حسین(ع)
◊ عکسی از مرقد مطهر امام حسین (ع) - بارگاه ملکوتی
◊ عكس مذهبی - یا ابالفضل العباس
◊ داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمیرفت
◊ بقیع
◊ فرازهایی از زندگی حضرت ابوالفضل العباس(ع)
◊ یا حسین
◊ هدف عالى قیام امام حسین علیه السلام از زبان خود امام (علیه السلام)
◊ هلال ماه
◊ سیلاب
جملاتی از امام حسین (ع)
نقش نماز در تأمین عدالت و آزادی اجتماعی (-)
حکایات و احدادیث متنوعی از امامان (-)
خبرهای داغ و خواندنی در میعادگاه نیوز (-)
دنیای آموزش های مفید و کاربردی (-)
حکایت های مذهبی و احادیث امامان (-)
بهترین مقاله ها در وبلاگ روانشناسی و موفقیت (-)
پخش تصاویر زنده از کربلای معلا (-)
وظایف منتظران امام زمان (عج) (-)
عظمت مصیبت شهادت حضرت فاطمه(س) و امام حسین(ع)
پرسش:
مصیبت شهادت حضرت فاطمه(س) سنگینتر است یا مصیبت شهادت امام حسین(ع)؟ (پایگاه حوزه6912، 6912 )
پاسخ: 1. چهارده معصوم حقیقت واحدی دارند، به تعبیر دیگر «کلهمنور واحد» هستند، همه آنها جلوه کاملی از صفات الهیاند که هر کدام بنا بر شرایط زمان، بروز و جلوه خاصی داشتهاند. اتحاد نوری معصومین علیهم السلام به صراحت در روایات بسیاری وارد شده است، برای مثال: قال الله تعالی: «یا محمد انی خلقتک و خلقت علیاً و فاطمة و الحسن و الحسین و الائمة من ولده نوراً من نوری و عرضت ولایتکم علی اهل السماوات و الارض، فمن قبلها کان عندی من المؤمنین و من جحدها کان عندی من الکافرین یا محمد لو ان عبداً من عبیدی عبدنی حتی ینقطع و یصیر کالشن البالیثم اتانی جاحدا لولایتکم ما غفرت له حتی یقر بولایتکم
..... در ادامه مطلب
آزادگی در كربلا
اخلاق، یکی از سه بُعد عمده دین است و اسلام بر سه بُعد اصلی «اعتقاد»، «احکام» و «اخلاق» استوار است و تکمیل ارزشهای اخلاقی و جهت خدایی بخشیدن به صفات و رفتار انسانها از اهداف عمده بعثت انبیا است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: «اِنّی بُعِثتُ لِاُ تَمِّمَ مَکارمَ الاَخلاقِ.»
تصحیح منش و رفتار انسان و کاشتن بذر کمالات اخلاقی و خصال متعالی انسانی در نهاد جان انسانها، بخشی مهم از رسالت پیامبر و امامان را تشکیل میدهد. اخلاق را از کجا میتوان آموخت؟ از گفتار و رفتار معصوم. چرا که آنان اسوهاند و مظهر شایستهترین خصلتهای انسانی و خداپسند. و عاشورا چیست؟ جلوهگاه خُلق و خوی حسینی و مکارم اخلاق در برخوردهای یک حجت معصوم.
اَلمَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العارِ و العارُ اَولی مِن دُخُولِ النّار
مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.
فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا با قاتلان خود و فرزندانش محاجه خواهد كرد وآنان را در میان مردم محشر محكوم نموده و به عذاب دردناك الهى گرفتارخواهد نمود.
از روایات اسلامى استفاده مىشود، نخستین پروندهاى كه در روز رستاخیر رسیدگى مىشود، پروندهى محسن شهید (فاطمه) است، ولى آنچه دل فاطمه علیهاالسلام و شیعیان و محبان اهلبیت را بیشتر مىسوزاند،خاطرهى جانسوز كربلا است، كه در آن، امام حسین علیهالسلام را با یارانشبه طور فجیع به شهادت رسانده و سرهایشان را از تنشان جدا نموده و زنان ودختران آنان را با تمامى بىرحمى اسیر كردند... در احادیث آمده است كه دختر گرامى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله پیرهن خونآلود امام حسین علیهالسلام را در روز قیامت به دست گرفته و خواستار محاكمه و كیفر قاتلان او مىگردد.

شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده میکرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت مینمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.
سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهلبیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور میباشند و دستشان به حرم مطهر نمیرسد.»
آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.
هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت میدانم و نهی از منکر واجب است.»
وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .
نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود میلرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت میکرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.
چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»
پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست
ایام شهادت رسول اکرم حضرت محمد مصطفی«ص» وکریم اهل بیت آقا امام حسن مجتبی «ع»وحضرت سلطان علی ابن موسی الرضا«ع»را خدمت موعود حی حضرت ارباب آقا ابا الصالح مهدی«عج»و شیعیان جهان اسلام تسلیت می گویم


قطره ای دریا پرستم یا رضا
در هوایت مست مستم یا رضا
دل بریدم ازهمه خلق جهان
عهد و پیمان با تو بستم یا رضا
در نگاه به قلّه های رفیع ایمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردی بزرگ و بی بدیل می افتد، به نام عبّاس فرزند رشید امیرالمؤمنین(ع) كه در فضل و كمال و فتوّت و رادمردی، الگویی برجسته است. در اخلاص و استقامت و پایمردی، نمونه است و در هر خصلت نیك و صفت ارزشمندی، كه كرامت یك انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پیوسته دین باوری و حقجویی و باطل ستیزی و جانبازی را از او آموخته ایم و نسل الله اكبرِ امروز، وامدار مكتب جهاد و شهادتی است كه اباالفضل(ع) در آن مكتب، علمدار است و همچون خورشید، درخشان.
اینك، گرچه از صحنه های آن همه ایثار و دلاوری و وفا كه در عاشورا اتّفاق افتاد و آینه ای فضیلت نما پیش چشم جهانیان نهاد، بیش از هزار و سیصد سال میگذرد، امّا تاریخ، روشن از كرامت های عباس بن علی(ع) است و نام او با وفا، ادب، ایثار و جانبازی همراه است و گذشتِ این همه سال، كمترین غباری بر سیمای فتوّتی، كه در رفتار آن حضرت جلوهگر شد، ننشانده است.
میلاد فرزند شجاعت ده سال پس از رحلت حضرت رسول(ص) و حضرت فاطمه(س)، وقتی علی(ع) به فكر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل » را كه در علم نسب شناسی وارد بود و قبایل و تیره های گوناگون و خصلتها و خصوصیّتهای اخلاقی و روحی آنان را خوب میشناخت طلبید. از عقیل خواست كه: برایم همسری پیدا كن شایسته و از قبیله ای كه اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند تا بانویی این چنین، برایم فرزندی آورد شجاع و تكسوار و رشید.