تبلیغات
تكیه میعادگاه


توجه:  (این پست ثابت است- مطالب جدید را در پست های زیرین مطالعه فرمایید)


برای دانلود متن و ترجمه همراه آن بر روی آیکون کلیک نمایید.

http://rahefarda.persiangig.com/icon-dl.jpg



فایلهای صوتی زیارت ناحیه مقدسه را در لینک زیر می توانید انتخاب کنید:

http://www.shiavoice.com/cat-661.html

br تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1391 | 02:55 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات

طبقه بندی: دعاها و زیارتنامه ها، دانلود صوتی تصویری،
برچسب ها: زیارت ناحیه مقدسه، دانلود صوتی زیارت ناحیه مقدسه، دانلوئ متن و ترجمه زیارت ناحیه مقدسه، زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(ع) در سوگ امام حسین(ع)، زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(ع)،

مجموعه عکس های محرم دزفول
عکس ها: محمد آذرکیش





br تاریخ : سه شنبه 20 آبان 1393 | 01:33 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
ادامه مطلب
طبقه بندی: عکس محرم، عمومی،
برچسب ها: عكس محرم، محرم دزفول، عكس های محرم دزفول،

داری از قصد می زنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشه ی من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من

تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی!
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

روز آخر که جنگ راه افتاد
سایه ی تشنگی به ماه افتاد
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشمهامان به اشتباه افتاد

مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمانها گرفت بارش تیر

تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه های دنیا بود
تو اگر در میانمان بودی
شاید الآن عمویم اینجا بود

رحمت و عشق از تو می بارید
قبل تر ها چه باوفا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟



br تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393 | 11:01 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات

طبقه بندی: محرم و زندگی امروز، دل نوشته های حسینی، مطالب ارسالی، مناسبت ها، عمومی، عکس محرم، شعر محرم،
برچسب ها: آی ای حضرت باران، ظهر روز دهم کجا بودی، باران، عاشورا، محرم 93، شعر عاشورا، شعر محرم،

پَرچمی دیدَم به دستِ پَهلوانی بی بَدیل....
قامتِ پَرچم بلند و صاحبِ پَرچم جَمیل....
لَعلِ لَـبهایش مُکَرَّم تَر زِ آبِ سَلسَبیل.
پَــنجه اَژدر افـــکَن و قـــــامَت طَـــویل
گُفتمش مولا که هَستی ... ؟
گُفت فَخرِ جِبرِیل
گُفتمش نامَت بِگو ... ؟
دَرمانده ام اَجرت جَزیل ...
گُفت عباسَم سِپَهسالار ، سُــلطانِ جَلیل
گُفتم ای بابُ الْحَوائِج دَردمَندم الْدَخیل
گفت دَرمانت برو از خواهرم زِینب بگیر ... 
br تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 08:55 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
برچسب ها: شعر عاشورا، حضرت زینب، حضرت عباس،

برخیز عباس!...
كودكِ رباب، تشنه ى دیدار توست!...
سكینه، دیگر آب نمى خواهد، دل تنگِ عمویش شده!...
رقیه، منتظر نوازش دست هاى مردانه ى توست؛ دیرتر بیایى، دلش مى شكند!...
على اكبر در انتظار دیدنِ قامتِ دلرباى توست؛ پُشتَش را خالى مكن!...
زینب را كه مى دانى!... دیگر تاب و توانى برایش نمانده! امیدش را ناامید نكن!...
عباس جان!...
مى خواهى بروى، برو!...
اما رَحمى به دلِ خسته ام كن!...
به تنهایى ام بنگر!... ببین جز تو كسى را ندارم!...
علمدار؛ برخیز و عَلَمَت را بردار!...
اصلأ بیا و به خاطرِ دلِ كودكانِ حرم بمان!...
بعد از تو گوش ها و... گوشواره ها در امان نیستند!...
br تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
برچسب ها: تاسوعا، دلنوشته های حسینی، عاشورا، محرم و صفر، دلنوشته عاشورا،

باید زن باشی ... 
آن هم محجبه .... !
عفیف و پاکدامن ....!
تا بفهمی ؛
درد زخم تیغ نگاه 
آن نامحرم حرامی را ....
سلام علی قلب زینب الصبور ...
br تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
برچسب ها: حضرت زینب، عاشورا، دلنوشته محرم، دلنوشته عاشورا،

شبِ تاسوعا... 
شب حضرت عباس 
علمدار لشکر امام حسین 


خدا كُنَد كـــــــــه كســــــی تیر اینچنین نَخورَد
بدونِ دست به یك لشکــــر ِ لعیـــــــــــن نَخورَد

سه شعبه تا كه رهــــــــــا شد نشستم و گفتم
خدا كند كه به آن چشــــــم ِ نازنیـــــــن نَخورَد

بدونِ دستْ كسی كه تَنَش پُر از تیر است
خـــــــــدا كند ز بلندی فقط زمین نَخــــــــــــــورَد

كنــــــــــــار ِ پیكرت افتاده استخــــــوانِ سرت
خـــــــــــدا كند كه كسی گُـــــرز ِ آهنین نَخورَد

به رویِ دست زدم تا كه دادمــــت از دست
بــــــــدونِ تو كه كسی آب بعد از این نَخورَد
br تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 07:41 ب.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
برچسب ها: شب تاسوعا، حضرت ابالفضل العباس، تاسوعا 93، شعر محرم، شعر عاشورا،

حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح زاده، کارشناس مسائل فقهی، به پر تکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه، پاسخ ایشان به این سوالات ارائه می‌شود:

** یک عزاداری مورد رضایت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

در جواب باید عرض کنیم که عزاداری، دو حیث دارد: یک حیث محتوایی است و مطالبی که گفته می‌شود، یک حیث هم قالب و شیوه عزاداری است. از نظر محتوا، آنچه که گفته می‌شود، نباید مطالب حرام و خلاف شرع باشد، یعنی دروغ نباشد، غلو نباشد، موجب وهن مذهب نباشد، موجب تنقیص مقام اباعبدالله (علیه‌السلام) و معصومین (علیهم‌السلام) نباشد و همچنین موجب پایین آمدن مقام خود مومنین و عزاداران هم نباشد؛ یعنی از نظر محتوا، مطالب مستند باشد، خلاف عقاید مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نباشد، خلاف مرام اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نباشد. 
br تاریخ : جمعه 9 آبان 1393 | 08:16 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
ادامه مطلب
طبقه بندی: محرم و زندگی امروز، مطالب ارسالی، مناسبت ها، عمومی، مقالات محرم،
برچسب ها: عزاداری مورد رضایت اهل بیت(علیهم السلام)، عزاداری برای امام حسین(ع)، عاشورا و تاسوعا، مقالات محرم، محرم 1393،


پاسخ به سوالات شرعی احکام عزاداری طبق فتاوای رهبر انقلاب:

مداح باید کارش برای خدا باشد، به دور از ریا و خودنمایی. حالا ممکن است مزدی هم بدهند، مزدی هم بگیرد، اما کارش برای مزد نباشد. همچنین مداحی باید آموزنده باشد.
** یک مداح باید چگونه باشد و چگونه رفتار کند؟

خب، ظاهراً از اوصاف نفسانی او نمی‌پرسند و از سایر اعمال عبادی او هم سوال نشده است. از سوال فهمیده می‌شود که در خصوص کار مداحی است. در خصوص یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم آنچه که در منبرها گفته می‌شود، به عنوان موعظه مردم یا نقل تاریخ عاشورا و امثال این‌ها یا ذکر مصیبت، اولاً باید دروغ نباشد، ثانیاً غلو نسبت به معصومین (علیهم‌السلام) نباشد، یعنی زیاده از حد. مقام آن‌ها خیلی بالاست، اما به هر حال در مقام عصمت و امامت، یا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌آله‌وسلم، در مقام نبوت هستند، دیگر بالاتر از آن نیست، دیگر خودشان نهی فرمودند که نسبت به ما غلو نداشته باشید، زیاده‌روی نداشته باشید.




br تاریخ : جمعه 9 آبان 1393 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
ادامه مطلب
طبقه بندی: درس های عاشورا، محرم و زندگی امروز، مطالب ارسالی، مناسبت ها، عمومی،
برچسب ها: مداح، مداح امام حسین، مقالات محرم، یک مداح چگونه باید باشد، محرم 1393، محرم و صفر 1393،

هنگام محرّم شد و هنگام عزا، های

برخیز و بخوان مرثیت کرببلا، های

پیراهن نیلی به تن تکیه بپوشان

درهای حسینیه‌ی دل را بگشا، های

br تاریخ : دوشنبه 5 آبان 1393 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
برچسب ها: پیامک محرم93، پیامک محرم، محرم93، محرم و صفر93، تسلیت ماه محرم، محرم و صفر،

در عزای داغ خونین حسین
هیچ کس با آرمان کاری نداشت

دربنو لبریز آدمهای با ایمان شده
هیچ کس با دسته ها کاری نداشت

تخمه دارم، ترشک و چایی داغ
هیچ کس با نوحه خوان کاری نداشت

تکیه ها جایی برای صحبت است
هیچ کس با علم عباس کاری نداشت

دسته ها طبل را بزرگتر می کنند
هیچ کس با گوش ما کاری نداشت

باز ده شب دور هم بودن شده
هیچ کس با کربلا کاری نداشت

صحبت از ایمان و آرمان ها نیست
هیچ کس با شعر ما کاری نداشت

شاعر گرگانی : حسین حقی

*دربنو یکی از محلات قدیم گرگان
br تاریخ : دوشنبه 5 آبان 1393 | 10:58 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
برچسب ها: محرم گرگان، محرم، شعر محرم، حسین حقی، اشعار محرم، محرم و صفر،

سوره ی مبارکه الانعام: آیه 151


قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَیْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(151)


بگو: «بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برایتان بخوانم: اینكه چیزى را شریك خدا قرار ندهید! و به پدر و مادر نیكى كنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشید! ما شما و آنها را روزى مى‏دهیم و نزدیك كارهاى زشت نروید، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق (و از روى استحقاق) این چیزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شاید درك كنید! (151)

امام صادق علیه‌السلام فرمود:
«کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده بود ‏کشتند: حسین علیه‌السلام را در میان خانواده‌اش به قتل رساندند.»

منبع سایت عاشورا


br تاریخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات

طبقه بندی: درس های عاشورا، مناسبت ها،
برچسب ها: عاشورا، محرم، آیات مبارکه الهی، سوره انعام، تکیه میعادگاه،

درس عاشورا
خون خـدا می‏بایست دین خدا را از نو زنده کند و با شهادت خویش حجاب از چهره‌ اهل تزویر بردارد . حضرت با آگاهی تمام به آخرکار وبا شوق واشتیاقی وصف ناپذیر به دیدار دوست به راه افتاد ورفت....

br تاریخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
ادامه مطلب
طبقه بندی: مناسبت ها، مطالب ارسالی، محرم و زندگی امروز، درس های عاشورا،
برچسب ها: درس های عاشورا، عاشورا و زندگی امروز، عاشورا، محرم، تکیه محرم،

حضرت ابوالفضل(علیه السلام) با آن فداکاری‌هایش می‌خواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا چیز دیگری است که تحمل هرگونه دشواری در راه آن شیرین است.
 ما درجات و مقامات شهدای کربلا را نمی‌توانیم درک کنیم
حضرت آیت الله بهجت(ره) در فرمایشات خود درباره درسهای کریلا فرموده‌اند: حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) با اختیار خود آن همه مصایب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود؛ زیرا پیوسته و حتی در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه می‌شد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کنند و یا لقاءاللّه و معاهده و پیمانی را که با خدا بسته است، ولی ایشان با اختیار خود آن مقامات عالیه را انتخاب کردند.
 
br تاریخ : شنبه 22 شهریور 1393 | 01:06 ق.ظ | نویسنده : راه فــــــــــــردا ا نظرات
ادامه مطلب
طبقه بندی: مناسبت ها، محرم و زندگی امروز، درس های عاشورا، عمومی،
برچسب ها: درجات و مقامات شهدای کربلا، کربلا، وبلاگ تکیه، شهدای کربلا، مقامات شهیدان کربلا، امام حسین(ع)و شهدای کربلا، درس های عاشورا،

گفت سیر نار و دوزخ می‌کنم

عارفانه طی برزخ می‌کنم

یک طرف پیغمبر و یک سو یزید

ادخلوها جفت با هل من مزید

پس دو دست خود ز غم بر سر گرفت

فطرتش هم تیر و قرآن بر گرفت

گفت ای دادار غفّارالذنوب

کاشف الاسرار و ستّار العیوب

گر دل خاصان تو بشکسته‌ام

باز دل بر عفو عامت بسته‌ام
br تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 | 08:05 ب.ظ | نویسنده : هانیه ا نظرات
ادامه مطلب
دشت پر از ستاره بود ستاره‏ های خیس اشک

حسرت آب مانده بود روی لبان خشک خشک

شعله داغ، بی‏‌هراس خیمه به خیمه می‏‏‌دوید

هق هق تلخ کودکان از دل خیمه می‏‌رسید

دشت پر از ستاره بود ستاره‏‌های سوخته

قافله مانده بی‏‌چراغ چشم به دشت دوخته

ستاره رو به آسمان ، قافله رو به شام داشت

هزار ناله در گلو، آن شب بی‏‌ امام داشت

بر سر نیزه ماه بود قافله را چراغ راه

نگاه خیس قافله بدرقه امام ماه

شاعر: مهری ماهوتی
br تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : هانیه ا نظرات

بنابر نظر مشهور، تاریخ‌نگارانِ معروف نام ده فرزند را برای امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ ذکر می‌کنند که شش تن آنها پسر و بقیه دختر می‌باشند.
دختران حضرت ـ علیه‌السّلام ـ عبارت بودند از زینب، سکینه، فاطمه و رقیه. همان نخستین روزی که امریءالقیس بن عدی، رئیس قبیله بکر بن وائل اسلام آورد، امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌السّلام ـ دو فرزندش حسن و حسین ـ علیهما‌السّلام ـ را نزد وی برد و فرمود: «یا عم؛ من علی بن ابی‌طالب پسر عمو و داماد رسول خدا هستم و این دو نیز فرزندزادگان اویند.
ما میل داریم که با تو پیوند خویشاوندی برقرار کنیم.»
امریءالقیس در پاسخ گفت: یاعلی، من سه دختر دارم. نخست «محیات» که او را به تو تزویج می‌کنم و دیگر «سلمی» که وی را به نکاح حسن در می‌آورم و بعد «رباب» که او را با پیوند با حسین خرسند می‌سازم.
از پیوند امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ با رباب، (آن بانوی جلیل‌القدر) حضرت سکینه خاتون به دنیا آمد، و نام مادر گرامی رسول‌ خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ حضرت آمنه ـ علیها‌السّلام ـ را بر او نهادند.
حضرت سکینه ـ علیها السّلام ـ سیدة النساء عصر خویش بود و روز پنج‌شنبه، پنجم ماه ربیع‌الاول سال 117 ه‍ ق در مدینه وفات کرد.

br تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : هانیه ا نظرات
ادامه مطلب
مادر، پسر و عروس در بیابان ثعلبیه به دامداری مشغول بودند. این سه نفر به نام‏های قمر، وهب و هانیه، زندگی آرام و ساده‏ای داشتند. وهب گوسفندان خود را برای چرا به دشت و صحرا می‏برد و شب باز می‏گشت. او تازه با هانیه عروسی کرده بود. هر سه مسیحی بودند. امام حسین‏ علیه السلام با یاران خود در مسیر حرکت ‏به سوی کربلا، چشمشان در صحرای ثعلبیه به خیمه سیاه آنها افتاد. امام نزدیک آن خیمه رفت. دید پیرزن فقیری در آنجا زندگی می‏کند. او قمر مادر وهب بود. امام حال و روزگار او را پرسید. او گفت: روزگار می‏گذرد. ولی ما در مضیقه آب هستیم. اگر آب می‏داشتیم بسیار خوب بود. امام با او به کناری رفتند، تا به سنگی رسیدند، امام با نیزه خود آن سنگ را از جا کند. آب خوش‏گواری از زیر سنگ بیرون آمد. پیرزن بسیار شادمان شد و از امام ‏علیه السلام تشکر کرد. هنگام خداحافظی، امام حسین‏ علیه السلام هدف از هجرت و حرکت‏ خود را گفت و به آن مادر پیر فرمود: ما نیاز به یار و یاور داریم. وقتی که پسرت وهب بازگشت، به او بگو به ما بپیوندد و ما را در راه دفاع از حق و مبارزه با ظلم کمک کند.
br تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 | 07:08 ب.ظ | نویسنده : هانیه ا نظرات
ادامه مطلب

  حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.
او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
امام فرمود:« تو از کسانی هستی که خدا توبه آنها را پذیرفته است.»
پس اولین کسی که جلو افتاد و با سپاه دشمن مبارزه کرد حرّ بود.
او در روز عاشورا دلیرانه می جنگید و رجز می خواند:« من حّر هستم که میزبان میهمان‌هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم.»
حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام « یزید بن سفیان » که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند.
br تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : هانیه ا نظرات
ادامه مطلب
br